نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
خداوند شقایق یاس و سنبل به نام او که خود عاشقترین است میان مهرورزان بهترین است به نام او که آغاز اقاقی است و نامش تا همیشه سبز و باقی است به نام خالق فرهاد و شیرین به نام قلب پاک ویس و رامین به نام لیلی و مجنون عاشق به نام عطر سرشار شقایق به نام نامی عشق و ترانه به نام هر چه حرف عاشقانه به نام تو به نام حضرت دل چراغان گشته از تو ساحت دل بگو با من که آغازت کجا بود؟ شروع و سمت پروازت کجا بود؟ تو از سمت عبور شاپرکها تو از خواب لطیف قاصدکها تو از یک لحظه ی ناب و صمیمی تو از یک قصه ی خوب و قدیمی تو ازآغوش گرم یک شقایق تو از مهمانی یک صبح صادق تو از تصویر یک رویا رسیدی تو مثل یک غزل زیبا رسیدی تو یعنی خلوتی دور از هیاهو تو یعنی یک غزل تا عطر گیسو تو یعنی یک دریچه رو به مهتاب تو یعنی یک شب رویایی و ناب تو یعنی ساحل آبی دریا تو یعنی که سحر آغاز فردا تو یعنی یک سبد عطر شقایق تمنای دلی غمگین و عاشق تو وقتی می رسی عین زلالی تو آن ممکن ترین سمت محالی تو وقتی می رسی یعنی که آغاز شروع قصه ی زیبای پرواز بگو با من تمام ناتمامم منم من با تمام ننگ و نامم تو مثل عشق در من ریشه داری تو با من الفتی دیرینه داری توئی آن اتفاق تازه ی من همان سرشار بی اندازه ی من تو تعبیر قشنگی از پرستو نجیب و پاک مثل چشم آهو تو رویای گل ارکیده هستی تمنای دلی تبدیده هستی تو آغاز تمام فصل هایی قشنگ ساده ی بی ادعایی زلالی مثل آغاز قناری شبیه لحظه های عشق جاری تو را از جنس رویا آفریدند صمیمی سبز زیبا آفریدند نگاهت ابتدای آسمانهاست سر آغاز تمام کهکشانهاست صدایت مخمل سبز بهارست بهار هم با صدایت ماندگار است تو را ای ناگهان هر ترانه تو را ای اتفاق شاعرانه تو را ای آن زلال خوب احساس تو را ای ابتدای هر گل یاس تو را می خواهم ای شرجی ترینم تو را ای تا ابد شرقی ترینم تو را ای آن محال ناگزیرم تو را ای التهاب دلپذیرم تو را که مثل گل بی انتهایی تماشایی ترین فصل خدایی تو را ای ناب مثل بوی باران تو را ای بهتر از عطر بهاران تو را میخواهم و یک جرعه رویا کنار سفره ای از جنس دریا کنار تو کنار لحظه هایت کنارگریه ها و خنده هایت کنار تو همیشه فرصتی هست برای با تو بودن مهلتی هست کنار تو شروع نسترن هاست دوباره زیر باران تر شدن هاست کنار تو پر از آبی پرواز همیشه با تو سرشار از گل ناز تو آن زیباترین آغاز هستی تو رویایی ترین پرواز هستی شروع تو همیشه خوب و زیباست همیشه ابتدای تو فریباست بیا که ابتدای تو بهار است کویر از نام سبزت سبزه زار است من و تو یک شب بارانی و عشق من و تو یک غزل حیرانی و عشق من و تو بوسه های زیر باران شکفتن با تو حتی در زمستان من و تو خلوتی در زیر مهتاب من و تو با دلی بی تاب بی تاب نباشی بی تو من پاییز زردم همیشه ناتمامم عین دردم نباشی بی تو من یلداترینم نگو نه؟بی تو من تنهاترینم نباشی نیستم باور کن ای یار نگو هرگز خدای تو نگهدار نگویی اتفاقی بود و افتاد نگویی هر چه بوده رفته بر باد نباشی بی تو می ریزد دل من دوباره بی تو میمیرد دل من تویی شرجی ترین و من کویرم که در پاییز بی برگی اسیرم ضریح آبی چشم تو زیباست که تنها قبله گاه خوب دلهاست تو شرم اولین دیدار هستی تو آن تازه ترین تکرار هستی تو مثل عشق یک حس غریبی پر از دلواپسی های عجیبی تو همچون یک دل بی کینه هستی که مثل یک غزل بر دل نشستی تو مثل حادثه یک ناگهانی و یا تعبیر سبز آسمانی تو را در کوچه های آشنایی تو را در لحظه های بی پناهی تو را در جستجویی تا همیشه تو را در بهترین رویای بیشه تو را در بهترین فصل گل ناز تو را در ابتدای هر چه پرواز تو را در انتهای یک ترانه تو را در یک سلوک عاشقانه تو را من در جواب یک معما تو را در یک غزل هموزن گلها تو را من یافتم در بی نشانها در آغاز تمام کهکشانها و حالا از تو میخواهم بمانی و شعر بودنم را تو بخوانی تو حالا بهترین همراز هستی تو با معناترین آغاز هستی تو آغاز تمام هستی من شراب نام تو سر مستی من بمان ای نیمه ی گمگشته ی من تمام این دل سرگشته ی من بمان ای ساحل صبح امیدم بمان زیباتر از شعر سپیدم بمان ای سهم زیبای من از عشق نصیب قلب تنهای من از عشق بمان ای رسم خوب مهربانی شروع فصل سبزهمزبانی بمان بین من و تو قصه باقی است هنوزم اتفاق عشق جاری است بمان و این عطش را تشنه تر کن شبی را در جوار عشق سر کن
به نام خالق آیینه و گل
| Design By : Night Skin |

