تبليغاتX
نسیم تنهایی - ترانه’ اردیبهشت


نسیم تنهایی

ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت

زيبا تو كه بار مژت يه

 
دنيا رو مات مي كني


يه دنيا رو قربوني چشمك چشمات مي كني


تو كه اگه كسي نخواد با تو مث آينه باشه


با داغي لحنن


نگات اون مجازات مي كني


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ، ترانه ي اردیبهشت

 


زيبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشه


از اون طراوت چشات اگه يه ذره كم بشه


چيكار مي تونم بكنم ، جز اينكه آرزو كنم


تمام غصه هاي تو ، فقط مال خودم بشه


نبينمت يه وقت


بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


زيبا كي گفته تو نخواي ، تو كوچه ها بهار مياد


 وقتي بهاره كه جهان با حرف تو كنار بياد


اگه يه غم به هم زده دنياي ارغوانيتو


الهي كه بره به جاش ، براي من هزار بياد


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


زيبا شايد بگي حالا صحبت ديوونگي نيست


اما مي گم بي عشق تو اسم چيزي زندگي نيست


 درياي طوفان زرده تو ببينمو چيزي نگم


خوب مي دونيم من و تو كه اين رسم پروانگي نيست


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي


ارديبهشت


زيباي من دنياي ما طلوع داره ، غروب داره


نقشه ي سرنوشتمون ، شمال داره ، جنوب داره


تو اونا كه پشت نقاب ، از نسل دور آدمن


هم آدماي بد داره ، هم آدماي خوب داره


نبينمت يه وقت بشي تلسيم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردیبهشت


زيبا نگين عشق تو،


صد تا طبق جواهره


يه قايق بادي داره پر از نگاه و خاطره


ميون اين شهر غريب ، با چهره هاي آشنا


يكي مي ميره واسه تو كه يه جورايي شاعره


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاست ترانه ي ارديبهشت


زيبا با يك چكه غمت ، مي ريزه هفت تا آسمون


مي شكنه از


غصه ي تو ، يه بار ديگه رنگين كمون


نمي دونم كه خزون نشسته رو كدوم گلت


مي خواي بهم نگي ، نگو اما همينجوري نمون


 نبيمنت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


يه عمريه تو ميدونا چشما به تو خيره مي شه


با رنگ روشن نگات ، روز همه تيره مي شه


قصه ي هر كس كه به تو بد كنه و خوب نباشه


حكايت مجرمي كه دايم تو زنجير ، مي شه


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


زيبا جاي تو ، آسمون باريد و كلي خالي شد


ما هم از اين غصه ي اون ، دلش گرفت ، هلالي شد


دختركي كه زندگيش با رؤياي


تو مي گذره


دچار كابوس بد و خط خطي و خيالي شد


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


زيبا به جون همه چيم ، آره جون خودت قسم


بدون لبخند تو من به هيچ جايي نمي رسم


به خاطر خود خودت ابرو يه كم كنار بزن


بذار كه ماه طلوع كنه از چش


مثل هيچكسم


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت


زيبا جونم خوشم باشي نمي شه باز از تو نوشت


چه برسه به اينكه نه ، بگذريم از خيال زشت


نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت


به عشق تو سرش بالاس ترانه ي ارديبهشت

نگارش شده در چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 7:42 بعد از ظهر به قلم خراباتی| |


Design By : Night Skin