نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم![]()
چندوقتی است که هرشب به تومی اندیشم![]()
به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور![]()
به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور![]()
به همان سایه همان وهم همان تصویری![]()
که سراغش زغزلهای خودم می گیری![]()
به تبسم به تکلف به دل آرایی تو![]()
به خموشی به تماشا به شکیبایی تو![]()
به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت![]()
به سخن های تو با لهجه شیرین سکوت![]()
به همان زل زدن از فاصله دور بهم![]()
یعنی آن شیوه فهماندن منظور بهم![]()
شبحی چند شب است آفت جانم شده است![]()
اول اسم کسی ورد زبانم شده است![]()
در من انگار کسی در پی انکار من است![]()
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است![]()
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش![]()
می توان یک شبه پی برد به دلداگیش![]()
یک نفر سبز چنان سبز که از سرسبزیش![]()
می توان پل زدازاحساس خداتادل خویش![]()
اول اسم کسی ورد زبانم شده است![]()
آی بیرنگ تر از آینه یک لحظه بایست![]()
راستی این شبح هرشبه تصویرتونیست؟![]()
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست![]()
پس چرا رنگ تو با آینه اینقدر یکیست؟![]()
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش![]()
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود![]()
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود![]()
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است![]()
و تماشاگه این خیل تماشا شده است![]()
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی![]()
عشق من! آن شبح شاد شبانگاه تویی![]()
| Design By : Night Skin |

