نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
دو مرغ ِ عشق به من خیره مانده اند - چرا ؟ خیال نیست ، که حس کرده اند جای ترا - که خالی است کنار ِ من و بباورشان سؤال مانده که آیا منم برابرشان ؟ شکسته ، خسته ، نشسته ، وَ دود قلیان اش کشیده هاله ای از وَهم روی چشمان اش ؟ دو مُرغ عشق از آدمی نمی دانند به جای حال ِ من از حال ِ خویش می خوانند : من و تو تا قفس باشه من و تو من و تو حرفمون حرف هوس نیست من و تو از هوس باشه من و تو " نـُکی به چَه چَه همخوان خویش تـُک می زند لبی به قـُلقـُل ِ قـلیان خویش پُک میزند خلاصه این که در آن جای گمشده در دود چقدر جای تو و جای شعر خالی بود 
" من و تو تا نفس باشه من و تو
| Design By : Night Skin |

