نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
آسمان را بر بغچه ی چشمانت می پیچم و با دستانت بر زمینی دیگر می کارم دریا را از تنگ شراب لبهایت می نوشم تو هم کوله بار بوسه هایت را بر تنم پهن کن امشب سر بر سینه ی عریانم چشمانت را نبند مستی ِ شبهای مهتابی را دوست می دارم... بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟ دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟ آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟ تو ، خودت را هدیه ام کردی ، ولی من هم شعرهایم را که بی پرواست ، می دانی ؟ هرچه می خواهیم - آری - از همین امروز از همین امروز ، مال ماست ، می دانی ؟ گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم روح تو ، هم - سایه ی دریاست می دانی ؟ « دوستت دارم ! » - همین ! - این راز پنهانی از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی ؟ عشق من ! - بی هیچ تردیدی - بمان با من عشق یک مفهوم بی « اما » ست ، می دانی ؟
| Design By : Night Skin |

