نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
( د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام می ارزد . همچون (و) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد . ( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی . ( ر ) : رازمرگ دلتنگی هایم،روزیست که دستان گرم توپناه دستان سردوبی نصیبم ( م ): مهتاب می سوزد،تاابد،درآتش عشقت.که دردرابه جان خریده است ( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . ( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست . ( د ): دوری ازتوراباورندارم،حتی دررویا،که من ذره ای ازوجودعاشقت گشته ام . ( ا ):آرام دل بیقراروعاشقم درچشمان روشن توموج می زند،وقتی به دریای ناآرام (ر) : رحم کن بر من دیوانه عاشق که تمامی وجودم را برای تو دادم (م): من دوستت دارم نه تنها برای آنچه که هستی بلکه برای آنچه که هستم رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش باهمیم ولی چه تنها! حیفه باز ازهم جدا شیم ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت ماه من غصه نخوربازی زمین خوردن داره يعني مي شه ؟.....
يعني مي شه كه ما دوتا يه روزي به هم برسيم ؟ مهم فقط رسيدن ،حتي اگه كم برسيم
يعني مي شه خوشي بی حد دور ما توري بكشه ؟ به آرزوهاش برسه هر كي كه دوري بكشه ؟
يعني مي شه شب بشينم دست روي موهات بكشم ؟ كاشكي بدونم چه قدر بايد مكافات بكشم
يعني مي شه به جاي اشك روي چشام سرمه باشه ؟ تا كي بايد درد و دلا فقط توي نامه باشه ؟
يعني مي شه كه شونهات فقط پناه من باشه ؟ چرا تا حالا نشده ، شايد گناه من باشه
يعني ميشه دستاي تو، خاك نگامو پاك كنه ؟ بياي با اسبي كه بجاش يه دنيا گرد وخاك كنه
يعني ميشه يه شب بگن بيا بشين ماه اومده ؟ براي ديدنش ولي كلي خاطر خواه ا ومده
يعني مي شه كه تو نري ؟ بگي نگيد ماه ا و مده انگار نه انگار كه واست كلي خاطر خواه ا ومده ؟
يعني مي شه به من بگي از اين به بعد بال توا م ؟ چرا برم پيش ا ونا حالا كه من مال توا م
يعني مي شه غرور تو آ ب شه بريزه مثل برف ؟ اين همه بستگي داره فقط به گفتن يه حرف
خيلي بده آدم دلو هيچ روزي به هيچ كس نده وقت يكه داد دعا كنه كه ا ون يه روزي پس نده
يعني مي شه پر كنيم از خاطره ها حافظه رو ؟ با همديگه آبش بديم ا ون شمدوني قرمزه رو
يعني مي شه كه دستامون با هم مث يه رشته شه ؟ هر كي براي اون يكي درست مث فرشته شه
يعني مي شه كه پيش هم براي هم تب بكنيم ؟ از غم زرد ا ون تب روزا مونو شب بكنيم
يعني مي شه با هم واسه خوشبختي زحمت بكشيم ؟ يه خواب راحت بكنيم ، يه آه راحت بكشيم
يعني مي شه بازم بگي ديونتم من، ديونت ؟ دوباره عاشقم بشه ا ون دل مثل رود خونت
يعني مي شه همين بشه، نه كمتر از اين ، نه زيا د؟ وقتي مي گم يادت مياد تو همشو يادت بياد
يعني مي شه با هم باشيم من و خدامون و خودت ؟ درست مثل تولدم ، درست مثل تولدت
يعني مي شه عاشقي لطفش مث نوبرش باشه ؟ نه اينكه مثل همه چي ، خوباش فقط سرش باشه
يعني مي شه كه جاي من فقط روي چشات باشه ؟ تكيه كلام تو بازم ،من مي ميرم برات باشه ؟
يعني مي شه عاشقي رو رنگش كنيم با سادگي ؟ بدون درد و دردسر بريم سراغ زندگي
يعني مي شه فقط يه بار خدا به ما نگاه كنه ؟ مي گي نمي شه ولي من،همش مي گم خدا كنه
يعني مي شه تو دفترش يه لحظه اسم ما باشه ؟ يه چيزي بشكنه ا ونم فقط طلسم ما باشه یعنی می شه؟آره می شه؟؟؟ ز بس تنها نشستم همچو گلهای بیابانی دلم چون غنچه خو کرده است با سر در گریبانی به بخت تیره خود اشک غم از دیده میبارم چه سازد با سیاهی های شب، شمع شبستانی نه می خندم ،نه می گریم،نه سرمستم نه هوشیارم نمی دانم چه باید کرد در دنیای حیرانی دل دیوانه ام دنبال گیسوی تو میگردد که شاید داد خود گیرد ز زنجیر پریشانی ز جان خویش شستم دست ،در پیش نگاه تو که چشمان تو دریاییست ،بی پایان و طوفانی نگاه سرکشت هر جا که رو آورد و گردش کرد خماری بود و مستی بود و طوفان بود و ویرانی به دنبال شراب سر خوشی بیهوده میگردی htpp://www.banouye-sib.blogsky.com روح شکسته ام من آن مسافرم آن هنگام که آن بوته ی خار تنها بود خداوند گل سرخی را در کنارش رویاند آن گل در کنار بوته ی خار شکفت... خداوند برگشت و آن گل را از روی زمین به آسمان برد اما آن گل دیگر هرگز نشکفت !!! آری آن گل سرخ ریشه اش را کنار آن بوته ی خار به روی زمین جا گذاشته بود ! آخر آن گل به آن بوته ی خار دل بسته بود در آن هنگام بود که خداوند گریست و گریست و عشق را آفرید باد پیچید در ترانه مرگ برگ ، لرزید از بهانه باد هر کجا برگِ خشک بود ، افتاد باغ نالید و گفت : ((باد ، مباد!)) در شگفتم ، گناه باد چه بود؟ برگ ، خشکیده بود ، باد ربود. باد ، هرگز نبود دشمن برگ مردن برگ ، دست باد نبود. زندگی ذره ذره می کاهد خشک و پزمرده می کند چون باد مرگ ، ناگاه می برد چون باد، زندگی ، کرده دشمنی ، یا مرگ ؟ برگِ خشکم به شاخسار وجود تا کی آن باد سرد، سر برسد تو هم ای دوست ، ذره ذره مکش ! تا نخواهم که زودتر برسد. (زنده یاد فریدون مشیری) رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن اشک سردی تو چشاش بود اون نمی خواست بره اما... زنجیره اجبار به اش بود می شنیدم هق هقش رو که می گفت تا فردا بدرود لحظه های تلخ بود اما دل من منتظرش بود به سلامت ای همه کس می دونم که بر می گردی میدونم دلت همین جاست از دلم سفر نکردی خیلی زود رفت لب جاده اما من اونو می دیدم خداحافظ گفتنش رو خیلی روشن می شنیدم چند قدم مونده به بودن ذره ای نزدیک تر از من سره وعوده مون نشستن تشنه ی به تو رسیدن بغض سردم نعره می زد خداحافظ عشق رویااااااااا می مونم تا بربگردی روی نیمکت لب دریاااااااا تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست تنهایی را دوست دارم زیرا ....
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد... بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام التماس دعا
دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند.
باشد .
دربازارعاشقی.
اشکهایم می نگری...
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم![]()
چندوقتی است که هرشب به تومی اندیشم![]()
به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور![]()
به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور![]()
به همان سایه همان وهم همان تصویری![]()
که سراغش زغزلهای خودم می گیری![]()
به تبسم به تکلف به دل آرایی تو![]()
به خموشی به تماشا به شکیبایی تو![]()
به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت![]()
به سخن های تو با لهجه شیرین سکوت![]()
به همان زل زدن از فاصله دور بهم![]()
یعنی آن شیوه فهماندن منظور بهم![]()
شبحی چند شب است آفت جانم شده است![]()
اول اسم کسی ورد زبانم شده است![]()
در من انگار کسی در پی انکار من است![]()
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است![]()
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش![]()
می توان یک شبه پی برد به دلداگیش![]()
یک نفر سبز چنان سبز که از سرسبزیش![]()
می توان پل زدازاحساس خداتادل خویش![]()
اول اسم کسی ورد زبانم شده است![]()
آی بیرنگ تر از آینه یک لحظه بایست![]()
راستی این شبح هرشبه تصویرتونیست؟![]()
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست![]()
پس چرا رنگ تو با آینه اینقدر یکیست؟![]()
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش![]()
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود![]()
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود![]()
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است![]()
و تماشاگه این خیل تماشا شده است![]()
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی![]()
عشق من! آن شبح شاد شبانگاه تویی![]()

بعد از اونهمه جدایی
چه روزا و چه شبایی![]()
پای خستمو کشوندم![]()
خودمو به تو رسوندم![]()
به امید دیدن تو![]()
لحظه رسیدن تو![]()
اومدم اما شکستم![]()
دیگه از جدایی خستم![]()
دیدم این هنوز یه رویاست![]()
فاصله بیشتر از اینهاست![]()
قصه ها گذشته برما![]()
![]()
من گرفتارغرورم![]()
به تو نزدیک ولی دورم![]()
تو هنوز توی خیالی![]()
واسه من مثل سوالی![]()
"اگه از هم دل شکستیم![]()
آخه ما مثل هم هستیم![]()
من یه لجباز و تو لجباز![]()
اشتباه کردیم از آغاز"![]()
بشنویم حرفای هم رو![]()
بدونیم غم های هم رو![]()
حالا که پیش هم هستیم![]()
حیفه که تنها نشستیم![]()
رفته ها که رفته از دست![]()
این یه فرصت دوبارست![]()
هردومون غرق نیازیم![]()
می تونیم از نو بسازیم![]()
بیا باهم آشنا شیم![]()
![]()
دستتو بذار تو دستم![]()
بهم بگو که "با تو هستم"![]()

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره![]()
دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره![]()
ماه من غصه نخورهمه که دشمن نمی شن![]()
همه که نامهربون مثل تو و من نمی شن![]()
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه![]()
خیلی کم می شه کسی روی حرفش بمونه![]()
خداروچه دیدی شایدفردامون باشه بهشت![]()
ماه من غصه نخور ماها که تب نمی کنن![]()
ماها که از آدما کمک طلب نمی کنن![]()
ماه من غصه نخور شمعدونیا صورتین![]()
دلایی که بشکنن چون عاشقن قیمتین![]()
ماه من غصه نخور آدما گاهی کودکن![]()
توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن![]()
کار دنیا همینه تولد و مردن داره![]()
ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره![]()
زندگی شکستن و دوباره دلدادن داره![]()
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه![]()
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمی شه![]()
ماه من غصه نخور دنیارو بسپار به خدا![]()
هردو مون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()








![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

دوستان از وبلاگ زیبای بانوی سیب دیدن فرمائید.

چشمان خسته ام
در ظلمت سکوت
در ازدحام اشک
در تلخی دروغ
در انزوای عشق
در پاکی غروب
در سردی زوال
در سرخی قلوب
در سبزی بهار
در انتظار توست
در سایه ی درخت
آن تک درخت پیر
کو مانده سر به زیر ؛
در سوگ همرهان
آن همرهان که در
گوری بخفته اند
گرمای زندگی
با خود ببرده اند ؛
در سوز عاشقان
آن عاشقان که در
تکرار لحظه ها
هر لحظه بیشتر
در خود بمرده اند ؛
در انتظار توست
آن خسته از دروغ
آن خسته از فریب
آن کس که خود هنوز
حتی نفهمیده است
از بهر چه بزیست ؛
یا بهر چه بدید ؛
یا بهر چه کشید ؛
یا بهر چه بمرد ؛
اما دل غمین
در انتظار توست
آری !
دراین زمان
در بهت لحظه ها
تنها ز انزوا
دلخسته از سکوت
در انتظار تو
آرام و بی صدا
بنشسته ام کنون
آیا رهایی هست
زین انتظار سخت ؟
تا کی جفا کشم ؟
حتی ز سایه ها
این سایه های درد
این دردها که در
جانم نشسته اند .
حتی هوا و خاک
باران و باد و رود
هر جا رسیده اند
روح و تن مرا
آزرده کرده اند .
در انتظارتم
پاییز هم گذشت
برگرد با بهار
چشمم به راه توست .
ای غربت خیال
جانم به لب رسید
پس کی تو می رسی ؟
اشک ستاره ریخت
اما نیامدی
ظلمت فرو کشید
اما نیامدی
شب مرد از سکوت
اما نیامدی
وقتم به سر رسید
اما نیامدی
من مرده ام کنون
روییده از خاکم
صدها شقايق ؛ لیک
حتی پی گورم
هرگز نیامدی
ای نرگس خموش
آرام گیر که تو
حتی پس مرگت
هرگز نیارامی ... .






ابتداي يك پريشانيست حرفش را نزن
گفته بودي چشم بردارم من از چشمهاي تو
چشمان بي تو بارانيست حرفش را نزن
آرزو داري كه ديگر بر نگردم پيش تو
راهمان با اينكه طولانيست حرفش را نزن
عهد كردي با نگاه خسته ام محرم شوي
اين نگاه خسته ي ما نيست حرفش را نزن
خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشكني
اين شكستن نا مسلمانيست حرفش را نزن
حرف رفتن مي زني وقتي كه محتاج تو ام
رفتنت آغاز ويرانيست حرفش را نزن

دیدمش از دور که می رفت

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
شاید در سکوتی یا شاید در شبی سردو بارانی .....!!!
| Design By : Night Skin |








